۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۷

 

 افتتاحیه دوسالانه بين‌المللي عكس جهان اسلام در موسسه فرهنگی و هنری صبا.

۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۷

این روزها هر چی فکر می کنم چیزی به ذهنم نمی رسد که در وبلاگم بنویسم .

نمی دانم ، گاهی یک چیزهایی را در ذهنم می نویسم  بعد ادیتش می کنم ، اما تا بخواهم اینجا بنویسم پشیمان می شوم. شاید همش منتظر یک اتفاق بزرگم.

 

پی نوشت: دیروز با بیمارستانی که کوثر  در آن بستری است تماس گرفتم اما متاسفانه گفتند که او همچنان در حالت کما به سر می برد.برای شفایش همگی دعا کنیم.

۳ ارديبهشت ۱۳۸۷

 

شاد و خرم                  

 

 نرم و نازك                          

 

 چست و چابك                       

 

 با دو پاي كودكانه

 

مي دويدم همچو  اهو                

 

مي پريدم از سر جو                  

 

  دور مي گشتم ز خانه.

۲۱ فروردين ۱۳۸۷

 

وقتی بچه بودم علاقه خاصی به بازی به رنگه ... داشتم و از بازی کردن با رنگها لذت می بردم.

الان هم وقتی چند تا بچه شیطان دورو برم باشند و بخواهم آنها را آرام کنم بهشان بازی به رنگه .... را یاد می دهم و آنها هم خیلی خوب استقبال می کنند و برای پیدا کردن رنگی که من نامش را می برم سراسیمه به هر سو می دوند و هیجان خاصی پبدا می کنند.
و این بر می گردد به معجزه رنگها که چقدر می تواند روی انسانها تاثیر بگذارد. آنها را دچار هیجان کند و یا به آنها آرامش بخشد.

۲۰ اسفند ۱۳۸۶

انگار همین دیروز بود که برای تهیه گزارش و عکس به منزل عمه لیلای مهربون رفته بودیم.خانه زیبایی در شهریار.
خانه پر بود از برکت جوانه گندم و عطر سمنو های عمه لیلایی که در دستش تسبیح بود و بر لبانش ذکر و ثنا.

 

 


امروز از بازار تجریش می گذشتم  و مردمی را  می دیدم که همچنان مشغول خرید سمنوی عمه لیلا بودند. داخل مغازه قاب عکسی بزرگ توجهم را جلب کرد. گزارش و عکس های چاپ شده عمه بود در مجله که قابش کرده بودند.

صاحب مغازه مرا شناخت ، سلامی کردم و حال عمه را از او پرسیدم ، اما او با ناراحتی پاسخ داد: گزارش شما آخرین گزارش از زندگی عمه لیلا بود .عمه دیگر در بین ما نیست.  چند ماهی است که از دنیا رفته است.

جا خوردم. باور کردنش برایم دشوار بود. انگار همین دیروز بود که در اتاق کوچکش می خواستم از او عکس بگیرم و او از ته دل می خندید.

انگار همین دیروز بود ..
انگار.....
امسال دیگر عمه لیلا بهار این دنیا را نمی بیند. اما یاد و نامش در برکت و عطر سمنوهایش  همیشه ماندگار است.