۲۳ خرداد ۱۳۸۸
لحظه مادر شدن

تیغ جراحی را روی شکم مادر کشید. نه یکبار نه دو بار. چندین لایه را میشکافتند و سه نفری حفره ای را که روی شکم مادر به وجود آورده بودند باز تر میکردند. خیلی هیجان داشت و کمی دلهره.
زمان زیادی نگذشت. پزشکان به سرعت تلاش میکردند.
وای خدایا ، سر نوزاد را میدیدم. در دستان دکترش بود. و دکتر سریع دهان کودک را تخلیه میکرد.
اولین گریه سر گرفت. کودک متولد شد. اشک در چشمانم حلقه زد. زیبا بود و وصف نکردنی. لحظه تولد یک انسان. یک فرشته پاک و معصوم. خدایا عظمتت را شکر.
گریه کودک ، لبخند را بر لبان مادر نشاند. لبخندی از شکر ، از رضایت ، از مادر شدن.
عکسهای دیگری را از لحظه مادر شدن اینجا ببینید.
سلام واقعا گزارش تصویری شما تاثیر خاصی بر من گذاشت فهمیدم کلمه {مادر }چقدر مقدس است و ازهمه مهمتر وصف زیبائی که داشتید .عکسای شما را از سایت مشاهده کردم وقتی وبلاگ شما را باز کردم .واین وصف زیبای سرکار خانم را خوندم حیفم اومد که واستون پیغام نزارم . روز مادر {روز زن}رو به شما تبریک بگم .
سلام واقعا از عکسهاتوم لذت بردم.عالی بود.گزارشی جامع و کامل بود. خوشحال می شم سرس هم به من بزنید